هیام در یکسال و دو ماهگی

هیام یکسال و دو ماهه ما ![]()
بعد از ظهرها همیشه کیف و کفشش آمادست و منتظر بابایی میشینه ببرتش بیرون ![]()

اگر بابایی نباشه میره سراغ مامان بزرگ و میگه احمد عمه احمد عمه![]()
یعنی میخواد بره سرکوچه مغازه احمد شوهر عمه زهرا![]()

آبجی یکساله که شد دندون های عقبیش هم شروع کردن به در اومدن ![]()
و این عکس مربوط به پروسه دردناک دندون در آوردن آبجی که لثه هاش کبود شده ![]()

اینم از استخر و توپ هام که همشو دادم هیامی باهاشون حال کنه ![]()


و خدا رو شکر چهارتا دندون های عقبی آبجیم هم در اومدن و دیگه درد نمیکشه و میتونه راحت بخنده![]()

آبجی عاشقتم وقتی بهم میگی قاقا هانی ![]()
![]()

این دختر هم مث من هلو خوره ![]()




هیام و همزادش میثه بنت الولید![]()
![]()



اون روز روز دختر بود و آبجی آماده شده که بابایی از سرکار بیاد ببرتش خانه بازی ![]()

مامانی هنوز نمیتونه درک کنه که هیام چرا برخلاف خودش اینقدر عاشق طلا و زیور الاته ![]()
و به هیچ وجه اجازه نمیده کسی بهشون دست بزنه ![]()
![]()

بله ایشون تیپ زدن برن بیرون ![]()


اینم کادوی روز دختر ![]()
منم منتظرم کی روز پسر بشه کادو گیرم بیاد![]()

خفن![]()

جیگر![]()

دست بردار عینک مامانی نیست ![]()



هیام در یکسال و دو ماهگی
